|
10 / 2 / 1392برچسب:, :: 14:3 :: نويسنده : elnaz
به بعضیا باید گفت این بادی که انداختی توو گلوت ، قبلا توو معده ی ما بوده … آره …
بچه ۶ساله رو دیدم با موبایل با دوستش حرف میزد : سینا تو فردا نمیای مهد کودک ؟ من با نیما حتما میرمااااا ؛ راستی اون یکی خطم رو پاک کن این یکی رو سیو کن ! o_O
حوا ، یک سیب تو را به فرش رساند یک سیب نیوتن را به عرش نظرات شما عزیزان:
رفته بودم عکاسی
مرد عکاس از من لبخند خواست ناگهان یاد حماقت آدم افتادم و پوزخند زدم (موفق باشید)
![]() |